بوم و بر 

:: ابهام - Ambiguity/Plurisignation/Multiple meaning

نویسنده: سیما داد
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/literature-encyclopedia/alef/001408-multiple-meaning.php

ابهام در لغت به معنی پوشیده گذاشتن ، مجهول بگذاشتن ، به مرحله وضوح نرساندن ، بسته نکردن کار ، پوشیده گفتن ، دور کردن و راندن کسی را از کار ، پیچیدگی ، بستگی ، پوشیدگی و تاریکی است و در اصطلاح بدیع (نک . صنایع بدیع ) سخنی گفتن که حتمل دو معنی بود .

در ابهام احتمال دو معنی متضاد یا مختلف مثل مدح و ذم وجود دارد به طوری که از یکدیگر قابل تمییز نباشد ، از این رو قدما آنرا ذووجهین و محتمل الضدین هم گفته اند ، برای مثال انوری گوید :

دی محتسبی به راه دیدم

در دست گرفته چوب ارژن

مه زوزنکی گرفته می زد

نظاره بر او زمرد و از زن

پرسیدم از آن میان یکی را

کاین چوب چرا زند بر آن زن ؟

گفت این زنکی است روسپی نام

وین محتسبی است «روسپی زن»

در بیت (نک. بیت) آخر «روسپی زن » را هم می توان به معنی تنبیه کننده زن روسپی تعبیر کرد و هم به معنی کسی که زن روسپی دارد .  (زیب سخن)

یا این بیت از سعدی :

به راستی که نه هم بازی تو بودم من

تو شوخ دیه مگس بین که می کند بازی

بازی در این بیت به دومعنی آمده است ؛ اول به معنی بازی و شوخی ، دوم به معنی باز یا شاهین .

در بلاغت (نک. بلاغت) غرب ، از هنگامی که ویلیام امپسون ابهام را در کتاب هفت نوع ابهام (1930) پیش کشید ، این اصطلاح به نقد ادبی (نک . نقد ادبی) راه یافت . امپسون در کتاب مذکور ابهام را به هفت مفهوم به شرح زیر تعریف و تعبیر میکند :

- وقتی بتوان کلمه یا عبارتی را در آن واحد به چند معنی تعبیر کرد .

- وقتی یک کلمه در برگیرنده دو یا چند معنی باشد .

- وقتی دوکلمه ظاهرا بی ربط در یک کلمه جمع آمده باشند .

- وقتی دو معنی مختلف به گونه ای در یک کلمه یا عبارت جمع آمده باشند که بیانگر ابهام ذهنی نویسنده باشد .

- وقتی نوعی ابهام کلامی در نوشته وجود داشته باشد که نویسنده یا شاعر بدون فکر قبلی و فقط هنگام نوشتن به آن پی برده باشد .

- وقتی تعبیر و تفسیر کلامی که ظاهرا متناقض است بر عهده خواننده گذاشته شود .

- و بالاخره تناقض و تضادی آشکار که حاکی از عدم اطلاع کافی نویسنده نسبت به مطلبی است که می نویسد .

در ادبیات انگلیسی ، شعر The Burglur's first communion  سروده جرارد مانلی هاپکینز همه موارد هفتگانه ابهام را که امپسون برشمرده است ، در بر دارد .

قسمتی از ابهام هم وجود دارد که در بلاغت انگلیسی Amphiboly   یا Amphiobology   نامیده می شود و ناشی از ساختمان مبهم دستوری یا دو پهلویی کلام است به طوری که عبارت یا جمله ای را که از چنین کیفیتی برخوردار است بتوان به بیش از یک معنی تعبیر کرد . برای مثال در بیت زیر :

گر زاهد صد ساله ببیند دستت

در گردن من که پارسایی نکند  (گنجوی کرمانی)

از عبارت « ببیند دست من در گردن من » دو تعبیر حاصل می شود ؛ نخست : « اگر زاهد صد ساله تو را درگردن من ببیند ... » و دوم : اگر زاهد صد ساله دست تو را ببیند ، من به گردن می گیرم که ...»

و حافظ می گوید که :

عرضه کردم دو جهان بر دل کار افتاده

بجز از عشق تو باقی همه فانی دانست

که روشن نیست «باقی» به عشق بر می گردد (یعنی آنچه به جز عشق توست) یا صفت عشق است (عشق تو که باقی است ) .

یا در این بیت :

در لب بحر فنا منتظریم ای ساقی !

فرصتی دان که زلب تا به دهان اینهمه نیست  (موسیقی شعر)

نوع اخیر در بلاغت فارسی به ایهام (نک .ایهام) نزدیکتر است .

در انگلیسی نمونه کاربرد چنین عبارت دو پهلویی آن است که کسی بگوید :

" I stood by ,y friend crying"

( من در کنار دوستم گریان ایستادم ، یا من کنار دوست گریانم ایستادم) که معلوم نیست صفت گریان مه «من» یا به «دوستم» عطف می شود .

پیشگویی هایی هم که جادوگران در ابتدای نمایشنامه مکبث نسبت به آینده و مرگ مکبث می کنند نیز از همین قسم ابهام محسوب می شوند .