بوم و بر 

:: آرزو

نویسنده: فروغ فرخزاد
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/fe/forough-farrokhzad/divar/001453-arezoo.php

کاش بر ساحل رودی خاموش 
عطر مرموز گیاهی بودم 
چو بر آنجا گذرت می افتاد 
به سرا پای تو لب می سودم 

کاش چون نای شبان می خواندم 
به نوای دل دیوانه تو 
خفته بر هودج مواج نسیم 
می گذشتم ز در خانه تو 

کاش چون پرتو خورشید بهار 
سحر از پنجره می تابیدم 
از پس پرده لرزان حریر 
رنگ چشمان ترا می دیدم
 
کاش در بزم فروزنده تو 
خنده جام شرابی بودم 
کاش در نیمه شبی درد آلود 
سستی و مستی خوابی بودم 

کاش چون آینه روشن می شد 
دلم از نقش تو و خنده تو 
صبحگاهان به تنم می لغزید 
گرمی دست نوازنده تو 

کاش چون برگ خزان رقص مرا 
نیمه شب ماه تماشا می کرد 
در دل باغچه خانه تو
شور من ،ولوله برپا می کرد

کاش چون یاد دل انگیز زنی 
می خزیدم به دلت پر تشویش
ناگهان چشم ترا می دیدم 
خیره بر جلوه زیبایی خویش 

کاش در بستر تنهایی تو 
پیکرم شمع گنه می افروخت 
ریشه زهد و تو حسرت من 
زین گنه کاری شیرین می سوخت 

کاش از شاخه سر سبز حیات 
گل اندوه مرا می چیدی 
کاش در شعر من ای مایه عمر 
شعله راز مرا می دیدی