بوم و بر 

:: ترس

نویسنده: فروغ فرخزاد
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/fe/forough-farrokhzad/divar/001471-tars.php

شب تیره و ره دراز و من حیران
فانوس گرفته او به راه من
بر شعله بی شکیب فانوسش
وحشت زده می دود نگاه من

بر ما چه گذشت ؟ کس چه می داند
در بستر سبره های تر دامان
گویی که لبش به گردنم آویخت
الماس هزار بوسه سوزان

بر ما چه گذشت ؟ کس چه می داند
من او شدم ، او خروش دریاها
من بوته وحشی نیازی گرم
او زمزمه نسیم صحراها

من تشنه میان بازوان او
همچون علفی ز شوق روییدم
تا عطر شکوفه های لرزان را
در جام شب شکفته نوشیدم

باران ستاره ریخت بر مویم
از شاخه تکدرخت خاموشی
در بستر سبزه های تر دامان
من ماندم و شعله های آغوشی
 
می ترسم از این نسیم بی پروا
گر با تنم این چنین در آویزد
ترسم که ز پیکرم میان جمع
عطر علف فشرده برخیزد