بوم و بر 

:: غزل شماره 17: سينه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001667-no17.php

سينه از آتش دل در غم جانانه بسوخت   آتشی بود در اين خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت   جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
سوز دل بين که ز بس آتش اشکم دل شمع   دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت
آشنايی نه غريب است که دلسوز من است   چون من از خويش برفتم دل بيگانه بسوخت
خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد   خانه عقل مرا آتش ميخانه بسوخت
چون پياله دلم از توبه که کردم بشکست   همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم   خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی   که نخفتيم شب و شمع به افسانه بسوخت