بوم و بر 

:: غزل شماره 28: به جان خواجه و حق قديم و عهد درست

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001696-no28.php

به جان خواجه و حق قديم و عهد درست   که مونس دم صبحم دعای دولت توست
سرشک من که ز طوفان نوح دست برد   ز لوح سينه نيارست نقش مهر تو شست
بکن معامله‌ای وين دل شکسته بخر   که با شکستگی ارزد به صد هزار درست
زبان مور به آصف دراز گشت و رواست   که خواجه خاتم جم ياوه کرد و بازنجست
دلا طمع مبر از لطف بی‌نهايت دوست   چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست
به صدق کوش که خورشيد زايد از نفست   که از دروغ سيه روی گشت صبح نخست
شدم ز دست تو شيدای کوه و دشت و هنوز   نمی‌کنی به ترحم نطاق سلسله سست
مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی   گناه باغ چه باشد چو اين گياه نرست