بوم و بر 

:: غزل شماره 35: برو به کار خود ای واعظ اين چه فريادست

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001703-no35.php

برو به کار خود ای واعظ اين چه فريادست   مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست
ميان او که خدا آفريده است از هيچ   دقيقه‌ايست که هيچ آفريده نگشادست
به کام تا نرساند مرا لبش چون نای   نصيحت همه عالم به گوش من بادست
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنيست   اسير عشق تو از هر دو عالم آزادست
اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی   اساس هستی من زان خراب آبادست
دلا منال ز بيداد و جور يار که يار   تو را نصيب همين کرد و اين از آن دادست
برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ   کز اين فسانه و افسون مرا بسی يادست