بوم و بر 

:: غزل شماره 36: تا سر زلف تو در دست نسيم افتادست

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001704-no36.php

تا سر زلف تو در دست نسيم افتادست   دل سودازده از غصه دو نيم افتادست
چشم جادوی تو خود عين سواد سحر است   ليکن اين هست که اين نسخه سقيم افتادست
در خم زلف تو آن خال سيه دانی چيست   نقطه دوده که در حلقه جيم افتادست
زلف مشکين تو در گلشن فردوس عذار   چيست طاووس که در باغ نعيم افتادست
دل من در هوس روی تو ای مونس جان   خاک راهيست که در دست نسيم افتادست
همچو گرد اين تن خاکی نتواند برخاست   از سر کوی تو زان رو که عظيم افتادست
سايه قد تو بر قالبم ای عيسی دم   عکس روحيست که بر عظم رميم افتادست
آن که جز کعبه مقامش نبد از ياد لبت   بر در ميکده ديدم که مقيم افتادست
حافظ گمشده را با غمت ای يار عزيز   اتحاديست که در عهد قديم افتادست