بوم و بر 

:: غزل شماره 81: صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001755-no81.php

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت   ناز کم کن که در اين باغ بسی چون تو شکفت
گل بخنديد که از راست نرنجيم ولی   هيچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت
گر طمع داری از آن جام مرصع می لعل   ای بسا در که به نوک مژه‌ات بايد سفت
تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد   هر که خاک در ميخانه به رخساره نرفت
در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا   زلف سنبل به نسيم سحری می‌آشفت
گفتم ای مسند جم جام جهان بينت کو   گفت افسوس که آن دولت بيدار بخفت
سخن عشق نه آن است که آيد به زبان   ساقيا می ده و کوتاه کن اين گفت و شنفت
اشک حافظ خرد و صبر به دريا انداخت   چه کند سوز غم عشق نيارست نهفت