بوم و بر 

:: غزل شماره 114: همای اوج سعادت به دام ما افتد

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001788-no114.php

همای اوج سعادت به دام ما افتد   اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط کلاه   اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
شبی که ماه مراد از افق شود طالع   بود که پرتو نوری به بام ما افتد
به بارگاه تو چون باد را نباشد بار   کی اتفاق مجال سلام ما افتد
چو جان فدای لبش شد خيال می‌بستم   که قطره‌ای ز زلالش به کام ما افتد
خيال زلف تو گفتا که جان وسيله مساز   کز اين شکار فراوان به دام ما افتد
به نااميدی از اين در مرو بزن فالی   بود که قرعه دولت به نام ما افتد
ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ   نسيم گلشن جان در مشام ما افتد