بوم و بر 

:: غزل شماره 127: روشنی طلعت تو ماه ندارد

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001803-no127.php

روشنی طلعت تو ماه ندارد   پيش تو گل رونق گياه ندارد
گوشه ابروی توست منزل جانم   خوشتر از اين گوشه پادشاه ندارد
تا چه کند با رخ تو دود دل من   آينه دانی که تاب آه ندارد
شوخی نرگس نگر که پيش تو بشکفت   چشم دريده ادب نگاه ندارد
ديدم و آن چشم دل سيه که تو داری   جانب هيچ آشنا نگاه ندارد
رطل گرانم ده ای مريد خرابات   شادی شيخی که خانقاه ندارد
خون خور و خامش نشين که آن دل نازک   طاقت فرياد دادخواه ندارد
گو برو و آستين به خون جگر شوی   هر که در اين آستانه راه ندارد
نی من تنها کشم تطاول زلفت   کيست که او داغ آن سياه ندارد
حافظ اگر سجده تو کرد مکن عيب   کافر عشق ای صنم گناه ندارد