بوم و بر 

:: غزل شماره 170: زاهد خلوت نشين دوش به ميخانه شد

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001847-no170.php

زاهد خلوت نشين دوش به ميخانه شد   از سر پيمان برفت با سر پيمانه شد
صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌شکست   باز به يک جرعه می عاقل و فرزانه شد
شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب   از به پيرانه سر عاشق و ديوانه شد
مغبچه‌ای می‌گذشت راه زن دين و دل   در پی آن آشنا از همه بيگانه شد
آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت   چهره خندان شمع آفت پروانه شد
گريه شام و سحر شکر که ضايع نگشت   قطره باران ما گوهر يک دانه شد
نرگس ساقی بخواند آيت افسونگری   حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد
منزل حافظ کنون بارگه پادشاست   دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد