بوم و بر 

:: غزل شماره 173: در نمازم خم ابروی تو با ياد آمد

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001894-no173.php

در نمازم خم ابروی تو با ياد آمد   حالتی رفت که محراب به فرياد آمد
از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار   کان تحمل که تو ديدی همه بر باد آمد
باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند   موسم عاشقی و کار به بنياد آمد
بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم   شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد
ای عروس هنر از بخت شکايت منما   حجله حسن بيارای که داماد آمد
دلفريبان نباتی همه زيور بستند   دلبر ماست که با حسن خداداد آمد
زير بارند درختان که تعلق دارند   ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد
مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان   تا بگويم که ز عهد طربم ياد آمد