بوم و بر 

:: غزل شماره 178: هر که شد محرم دل در حرم يار بماند

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001899-no178.php

هر که شد محرم دل در حرم يار بماند   وان که اين کار ندانست در انکار بماند
اگر از پرده برون شد دل من عيب مکن   شکر ايزد که نه در پرده پندار بماند
صوفيان واستدند از گرو می همه رخت   دلق ما بود که در خانه خمار بماند
محتسب شيخ شد و فسق خود از ياد ببرد   قصه ماست که در هر سر بازار بماند
هر می لعل کز آن دست بلورين ستديم   آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند
جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت   جاودان کس نشنيديم که در کار بماند
گشت بيمار که چون چشم تو گردد نرگس   شيوه تو نشدش حاصل و بيمار بماند
از صدای سخن عشق نديدم خوشتر   يادگاری که در اين گنبد دوار بماند
داشتم دلقی و صد عيب مرا می‌پوشيد   خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند
بر جمال تو چنان صورت چين حيران شد   که حديثش همه جا در در و ديوار بماند
به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی   شد که بازآيد و جاويد گرفتار بماند