بوم و بر 

:: غزل شماره 179: رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001900-no179.php

رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند   چنان نماند چنين نيز هم نخواهد ماند
من ار چه در نظر يار خاکسار شدم   رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند
چو پرده دار به شمشير می‌زند همه را   کسی مقيم حريم حرم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکايت ز نقش نيک و بد است   چو بر صحيفه هستی رقم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشيد گفته‌اند اين بود   که جام باده بياور که جم نخواهد ماند
غنيمتی شمر ای شمع وصل پروانه   که اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند
توانگرا دل درويش خود به دست آور   که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
بدين رواق زبرجد نوشته‌اند به زر   که جز نکويی اهل کرم نخواهد ماند
ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ   که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند