بوم و بر 

:: غزل شماره 226: ترسم که اشک در غم ما پرده در شود

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001984-no226.php

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود   وين راز سر به مهر به عالم سمر شود
گويند سنگ لعل شود در مقام صبر   آری شود وليک به خون جگر شود
خواهم شدن به ميکده گريان و دادخواه   کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
از هر کرانه تير دعا کرده‌ام روان   باشد کز آن ميانه يکی کارگر شود
ای جان حديث ما بر دلدار بازگو   ليکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کيميای مهر تو زر گشت روی من   آری به يمن لطف شما خاک زر شود
در تنگنای حيرتم از نخوت رقيب   يا رب مباد آن که گدا معتبر شود
بس نکته غير حسن ببايد که تا کسی   مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
اين سرکشی که کنگره کاخ وصل راست   سرها بر آستانه او خاک در شود
حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست   دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود