بوم و بر 

:: غزل شماره 231: گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آيد

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001993-no231.php

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آيد   گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآيد
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بياموز   گفتا ز خوبرويان اين کار کمتر آيد
گفتم که بر خيالت راه نظر ببندم   گفتا که شب رو است او از راه ديگر آيد
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد   گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آيد
گفتم خوشا هوايی کز باد صبح خيزد   گفتا خنک نسيمی کز کوی دلبر آيد
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت   گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آيد
گفتم دل رحيمت کی عزم صلح دارد   گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآيد
گفتم زمان عشرت ديدی که چون سر آمد   گفتا خموش حافظ کاين غصه هم سر آيد