بوم و بر 

:: غزل شماره 233: دست از طلب ندارم تا کام من برآيد

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/001995-no233.php

دست از طلب ندارم تا کام من برآيد   يا تن رسد به جانان يا جان ز تن برآيد
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر   کز آتش درونم دود از کفن برآيد
بنمای رخ که خلقی واله شوند و حيران   بگشای لب که فرياد از مرد و زن برآيد
جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش   نگرفته هيچ کامی جان از بدن برآيد
از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم   خود کام تنگدستان کی زان دهن برآيد
گويند ذکر خيرش در خيل عشقبازان   هر جا که نام حافظ در انجمن برآيد