بوم و بر 

:: غزل شماره 265: برنيامد از تمنای لبت کامم هنوز

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/002028-no265.php

برنيامد از تمنای لبت کامم هنوز   بر اميد جام لعلت دردی آشامم هنوز
روز اول رفت دينم در سر زلفين تو   تا چه خواهد شد در اين سودا سرانجامم هنوز
ساقيا يک جرعه‌ای زان آب آتشگون که من   در ميان پختگان عشق او خامم هنوز
از خطا گفتم شبی زلف تو را مشک ختن   می‌زند هر لحظه تيغی مو بر اندامم هنوز
پرتو روی تو تا در خلوتم ديد آفتاب   می‌رود چون سايه هر دم بر در و بامم هنوز
نام من رفته‌ست روزی بر لب جانان به سهو   اهل دل را بوی جان می‌آيد از نامم هنوز
در ازل داده‌ست ما را ساقی لعل لبت   جرعه جامی که من مدهوش آن جامم هنوز
ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان   جان به غم‌هايش سپردم نيست آرامم هنوز
در قلم آورد حافظ قصه لعل لبش   آب حيوان می‌رود هر دم ز اقلامم هنوز