بوم و بر 

:: غزل شماره 277: فکر بلبل همه آن است که گل شد يارش

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/002040-no277.php

فکر بلبل همه آن است که گل شد يارش   گل در انديشه که چون عشوه کند در کارش
دلربايی همه آن نيست که عاشق بکشند   خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
جای آن است که خون موج زند در دل لعل   زين تغابن که خزف می‌شکند بازارش
بلبل از فيض گل آموخت سخن ور نه نبود   اين همه قول و غزل تعبيه در منقارش
ای که در کوچه معشوقه ما می‌گذری   بر حذر باش که سر می‌شکند ديوارش
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست   هر کجا هست خدايا به سلامت دارش
صحبت عافيتت گر چه خوش افتاد ای دل   جانب عشق عزيز است فرومگذارش
صوفی سرخوش از اين دست که کج کرد کلاه   به دو جام دگر آشفته شود دستارش
دل حافظ که به ديدار تو خوگر شده بود   نازپرورد وصال است مجو آزارش