بوم و بر 

:: غزل شماره 306: اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/002071-no306.php

اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول   رسد به دولت وصل تو کار من به اصول
قرار برده ز من آن دو نرگس رعنا   فراغ برده ز من آن دو جادوی مکحول
چو بر در تو من بی‌نوای بی زر و زور   به هيچ باب ندارم ره خروج و دخول
کجا روم چه کنم چاره از کجا جويم   که گشته‌ام ز غم و جور روزگار ملول
من شکسته بدحال زندگی يابم   در آن زمان که به تيغ غمت شوم مقتول
خرابتر ز دل من غم تو جای نيافت   که ساخت در دل تنگم قرارگاه نزول
دل از جواهر مهرت چو صيقلی دارد   بود ز زنگ حوادث هر آينه مصقول
چه جرم کرده‌ام ای جان و دل به حضرت تو   که طاعت من بی‌دل نمی‌شود مقبول
به درد عشق بساز و خموش کن حافظ   رموز عشق مکن فاش پيش اهل عقول