بوم و بر 

:: غزل شماره 407: مزرع سبز فلک ديدم و داس مه نو

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/002172-no407.php

مزرع سبز فلک ديدم و داس مه نو   يادم از کشته خويش آمد و هنگام درو
گفتم ای بخت بخفتيدی و خورشيد دميد   گفت با اين همه از سابقه نوميد مشو
گر روی پاک و مجرد چو مسيحا به فلک   از چراغ تو به خورشيد رسد صد پرتو
تکيه بر اختر شب دزد مکن کاين عيار   تاج کاووس ببرد و کمر کيخسرو
گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش   دور خوبی گذران است نصيحت بشنو
چشم بد دور ز خال تو که در عرصه حسن   بيدقی راند که برد از مه و خورشيد گرو
آسمان گو مفروش اين عظمت کاندر عشق   خرمن مه به جوی خوشه پروين به دو جو
آتش زهد و ريا خرمن دين خواهد سوخت   حافظ اين خرقه پشمينه بينداز و برو