بوم و بر 

:: غزل شماره 439: ديدم به خواب دوش که ماهی برآمدی

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/002204-no439.php

ديدم به خواب دوش که ماهی برآمدی   کز عکس روی او شب هجران سر آمدی
تعبير رفت يار سفرکرده می‌رسد   ای کاج هر چه زودتر از در درآمدی
ذکرش به خير ساقی فرخنده فال من   کز در مدام با قدح و ساغر آمدی
خوش بودی ار به خواب بديدی ديار خويش   تا ياد صحبتش سوی ما رهبر آمدی
فيض ازل به زور و زر ار آمدی به دست   آب خضر نصيبه اسکندر آمدی
آن عهد ياد باد که از بام و در مرا   هر دم پيام يار و خط دلبر آمدی
کی يافتی رقيب تو چندين مجال ظلم   مظلومی ار شبی به در داور آمدی
خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق   دريادلی بجوی دليری سرآمدی
آن کو تو را به سنگ دلی کرد رهنمون   ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی
گر ديگری به شيوه حافظ زدی رقم   مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی