بوم و بر 

:: غزل شماره 443: چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/002208-no443.php

چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری   خورد ز غيرت روی تو هر گلی خاری
ز کفر زلف تو هر حلقه‌ای و آشوبی   ز سحر چشم تو هر گوشه‌ای و بيماری
مرو چو بخت من ای چشم مست يار به خواب   که در پی است ز هر سويت آه بيداری
نثار خاک رهت نقد جان من هر چند   که نيست نقد روان را بر تو مقداری
دلا هميشه مزن لاف زلف دلبندان   چو تيره رای شوی کی گشايدت کاری
سرم برفت و زمانی به سر نرفت اين کار   دلم گرفت و نبودت غم گرفتاری
چو نقطه گفتمش اندر ميان دايره آی   به خنده گفت که ای حافظ اين چه پرگاری