بوم و بر 

:: غزل شماره 460: سليمی منذ حلت بالعراق

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/002225-no460.php

سليمی منذ حلت بالعراق   الاقی من نواها ما الاقی
الا ای ساروان منزل دوست   الی رکبانکم طال اشتياقی
خرد در زنده رود انداز و می نوش   به گلبانگ جوانان عراقی
ربيع العمر فی مرعی حماکم   حماک الله يا عهد التلاقی
بيا ساقی بده رطل گرانم   سقاک الله من کاس دهاق
جوانی باز می‌آرد به يادم   سماع چنگ و دست افشان ساقی
می باقی بده تا مست و خوشدل   به ياران برفشانم عمر باقی
درونم خون شد از ناديدن دوست   الا تعسا لايام الفراق
دموعی بعدکم لا تحقروها   فکم بحر عميق من سواقی
دمی با نيکخواهان متفق باش   غنيمت دان امور اتفاقی
بساز ای مطرب خوشخوان خوشگو   به شعر فارسی صوت عراقی
عروسی بس خوشی ای دختر رز   ولی گه گه سزاوار طلاقی
مسيحای مجرد را برازد   که با خورشيد سازد هم وثاقی
وصال دوستان روزی ما نيست   بخوان حافظ غزل‌های فراقی