بوم و بر 

:: غزل شماره 467: زان می عشق کز او پخته شود هر خامی

نویسنده: حافظ
مترجم:
برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com )
نشانی اینترنتی مطلب:

http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/002232-no467.php

زان می عشق کز او پخته شود هر خامی   گر چه ماه رمضان است بياور جامی
روزها رفت که دست من مسکين نگرفت   زلف شمشادقدی ساعد سيم اندامی
روزه هر چند که مهمان عزيز است ای دل   صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی
مرغ زيرک به در خانقه اکنون نپرد   که نهاده‌ست به هر مجلس وعظی دامی
گله از زاهد بدخو نکنم رسم اين است   که چو صبحی بدمد در پی اش افتد شامی
يار من چون بخرامد به تماشای چمن   برسانش ز من ای پيک صبا پيغامی
آن حريفی که شب و روز می صاف کشد   بود آيا که کند ياد ز دردآشامی
حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد   کام دشوار به دست آوری از خودکامی