|
:: غزل شماره 495: می خواه و گل افشان کن از دهر چه میجويینویسنده: حافظمترجم: برگرفته از سایت ادبیات بوم و بر ( http://adabiat.boomobar.com ) نشانی اینترنتی مطلب: http://adabiat.boomobar.com/authors/hej/hafez/ghazaliyat/002261-no495.php |
| می خواه و گل افشان کن از دهر چه میجويی | اين گفت سحرگه گل بلبل تو چه میگويی | |
| مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را | لب گيری و رخ بوسی می نوشی و گل بويی | |
| شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن | تا سرو بياموزد از قد تو دلجويی | |
| تا غنچه خندانت دولت به که خواهد داد | ای شاخ گل رعنا از بهر که میرويی | |
| امروز که بازارت پرجوش خريدار است | درياب و بنه گنجی از مايه نيکويی | |
| چون شمع نکورويی در رهگذر باد است | طرف هنری بربند از شمع نکورويی | |
| آن طره که هر جعدش صد نافه چين ارزد | خوش بودی اگر بودی بوييش ز خوش خويی | |
| هر مرغ به دستانی در گلشن شاه آمد | بلبل به نواسازی حافظ به غزل گويی |