دیگر برایم هر گردی
مثلِ گردو نیست
تمامِ گردی ها خلاصه می شود
در حلقه ی تنگی که گلویم را می فشارد
حلقه ای نقره ای
که بی اجازه
در انگشتِ دستِ چپت
جا گرفته است