1) جوراب ها
جوراب های رنگی شاد
فریاد مرد
و بی اعتنایی بی رنگ عابران
دلِ رنگی جوراب ها می گیرد و
خاکستری می شود
همرنگ فریادهای مرد
که کم کم
رنگ می بازد
2)سخاوت
مرد بیاید،
فریادهای خاکستری
برای جوراب های رنگی بزند
و مردم نگاهش هم نکنند
دلم می گیرد
غصه هم خواهم خورد
اما جوراب نمی خرم
فقط شعر می گویم