:: پرنده فقط یک پرنده بود
نویسنده:
فروغ فرخزاد
[+]
مترجم:
|
ارسال شده توسط: امیر حسین
[+]
منبع:
بوم وبر
[+]
|
نسخه قابل چاپ
اشتراک گذاری:
|
پرنده گفت : چه بویی چه آفتابی
آه بهار آمده است
و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت
پرنده از لب ایوان پرید مثل پیامی پرید و رفت پرنده کوچک پرنده فکر نمی کرد پرنده روزنامه نمی خواند پرنده قرض نداشت پرنده آدمها را نمی شناخت پرنده روی هوا و بر فراز چراغهای خطر در ارتفاع بی خبری می پرید و لحظه های آبی را دیوانه وار تجربه می کرد پرنده آه فقط یک پرنده بود
|
ارسال نظر: