سماع و باده‌ی گلگون و لعبتان چو ماه   اگر فرشته ببیند دراوفتد در چاه
نظر چگونه بدوزم؟ که بهر دیدن دوست   ز خاک من همه نرگس دمد به جای گیاه
کسی که آگهی از ذوق عشق جانان یافت   ز خویش حیف بود، گر دمی بود آگاه
به چشمت اندر بالار ننگری تو به روز   به شب به چشم کسان اندرون ببینی کاه